رند شاهد بازی

هفت منزل از هفت شهرگستردگی وجود را طی کرده بودم که ندایی دائما مرا به خود می خواند ! اما نه برای خود ! راهی بیابان تفتیده عظمت بیکرانی ها شدم ! درعطش شوق به پای دیوار سربه فلک کشیده منزل رسیده بودم ! بی تاب درپی یافتن در و داخل شدن به آن در گرداگرد منزل بارها سعی کردم ! بارها طواف و سنگهای سیاه و سفید ارکان آنرا استلام نمودم ! اما خیر ! انگار استاد و معمار منزل هیچ دری را برای ورود به آن طرح نکرده بود ! حیران بودم که این چه صنعت است ؟ به دنبال سایه ای از دیوار منزل بودم تا کمی بیا سایم ! با نگاهی به سایه خود بر زمین ! دریافتم ! شگفتا !خورشید انگار عمود برمنزل است و دیوار های آن بر زمینش سایه ندارد ! وخورشید در مجازی کامل به حقیقت منزل و چون نقشی بر سینه مجازتر آسمان ! درطلوعی بدون غروب ! پشت به دیوار به قصد بازگشت ! در حیرتی عظیم ! در ذهن گذراندم این چه دعوت است ؟ خواندی ! آمدم ! شاید بیخود آمدم ! از پشت دیوار ندایی برآمد و سوالی ! هنوز به خود نیامدی ؟ توای که با خود آمدی!؟ اگر که بی خود آمده بودی ! آنگاه در می یافتی !
با وجد پرسیدم : برای دریافتن چه کنم ؟ گفت : خود را واگذار که محرم شوی ! رمی کن هرچه که غیرازمن است و ذبح کن هرچه از خود می دانی ! خواستم بگویم من از خود چیزی ندارم ! به ناگاه دریافتم که در این کلام باز از خود و من سخن می گویم ! از دریافتن این ادراک بود که سایه من هم از زمین محو شد و حقیقتی یافتم !درهای بیشماری برگرداگرد دیوار این منزل برای ورود آشکار گشت! در یافتم ! و در یافتم !
در خواندنی دیگر خواند مرا که ( ادخلنی ) مبهوت تر و وامانده تر از همیشه بودم که این چه بازی است ؟ از کدام در وارد شوم ! چرا که به عقل مسلما هرباب آن ورود به اقیانوسهایی با طبقات و ژرفای مختلف ادراک و آگاهی بود ! ویافته بودم قانون بازی را که دیگرپرسش و پاسخی در کار نیست ! اختیار کردم به یکباره از تمام در ها وارد شوم ! وارد شدم به سلام .
ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع تست
*********************************************
رند متحرکی است که در صفحه هستی دائما بین دو بردار حقیقت هستی و واقعیت هستی از منظر های مختلف با نسبت کمیت و کیفیت های متفاوت شاهدی کرده تا به ادراک و انطباق عقل وعشق برسد.
جوشقانی ![]()
- Author: سعيد جوشقاني
- Category:
- Post time: 19:27
- Comments:


